باید به بخشید این روز ها گرفتارم نمی تونم بهتون سر بزنم
ان شا الله سر فرصت جبرن محبت می کنم
دوستون دارم![]()
![]()
![]()
|
دوستای گلم
باید به بخشید این روز ها گرفتارم نمی تونم بهتون سر بزنم ان شا الله سر فرصت جبرن محبت می کنم دوستون دارم + نوشته شده توسط بچه های سوسیانا در پنجشنبه بیستم اردیبهشت 1386 و ساعت
21:10 |
ميگن مستي و راستي ، فقط دوتا كلام ِ ميگم راستي تو مستي ، به پاكي سلام ِ ميگن وقتي كه مستي ، در دنيا رو بستي .... ميگم آخه غريبه ببين كجا نشستي ..... رو اين قلبي كه مسته ولي ميتپه راستي ميگن مستي گناهِ ، آخه رنگش سياهِ ميگم سياه كه راسته ،آخه دنيام سياهه ... ميگن مستي و راستي فقط يه شعر نابه ... ميگم ببين غريبه همه دنيا سرابه ..... چه عشقي داره مستي وقتي تنها نشستي تمام روزگار رو ميبيني تو با راستي راستی کپی برداری نوشته شد ه توسط مریم م
+ نوشته شده توسط بچه های سوسیانا در سه شنبه یازدهم اردیبهشت 1386 و ساعت
23:1 |
عرض سلام به بلندي بيل به محكمي كلنگ به گردي اسامبلي به سرعت فرغون به تيزي شاقول به انعطاف پذيري طناب به لب ريزي دوغ اب به سفيدي سيمان به صافي مالهبه وسعت بشكه به معرفت عملهبه قدرت كارگر به ظرافت گچ كاربه لطافت معمار به شجاعت صاحب كار به رشادت مهندس به صلابت جوشكار به محبت صافكار به رفاقت همكاربه سركار گزاشتن توي بي كار نظرات جالب وعقاید اون هابرام خیلی جالب اومد برای همین تصمیم گرفتم انواع حکومت ها رو به زبان ساده بیان کنم و به بینم نظر دوستان نسبت به اینکه چه نوع حکومتی مناسب ملت بزرگوار ماست *******************************************
سوسياليسم :دو گاو داريد.يكی را نگه می داريد.ديگری را به همسايهء خود می دهيد.كمونيسم : دو گاو داريد.دولت هر دوی آنها را می گيرد تا شما و همسايه تان را در شيرش شريك كند. فاشيسم : دو گاو داريد.شير را به دولت می دهيد.دولت آن را به شما می فروشد. كاپيتاليسم : دو گاو داريد.هر دوی آنها را می دوشيد.شيرها را بر زمين می ريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند. نازيسم : دو گاو داريد.دولت به سوی شما تيراندازی می كند و هر دو گاو را می گيرد. آنارشيسم : دو گاو داريد.گاوها شما را می كشند و همديگر را می دوشند. ساديسم : دوگاو داريد.به هر دوی آنها تيراندازی می كنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها می اندازيد. آپارتايد : دو گاو داريد. شير گاو سياه را به گاو سفيد می دهيد ولی گاو سفيد را نمی دوشيد. دولت مرفه : دو گاو داريد.آنها را می دوشيد و بعد شيرشان را به خودشان می دهيد تا بنوشند. بوروكراسی : دو گاو داريد.برای تهيهء شناسنامهء آنها هفده فرم را در سه نسخه پر می كنيد ولی وقت نداريد شير آنها را بدوشيد. سازمان ملل : دو گاو داريد.فرانسه شما را از دوشيدن آنها وتو می كند.آمريكا و انگليس گاوها را از شير دادن به شما وتو می كنند.نيوزلند رای ممتنع می دهد. ايده آليسم : دو گاو داريد.ازدواج می كنيد.همسر شما آنها را می دوشد. رئاليسم : دو گاو داريد.ازدواج می كنيد.اما هنوز هم خودتان آنها را می دوشيد. متحجريسم : دو گاو داريد.زشت است شير گاو ماده را بدوشيد. فمينيسم : دو گاو داريد.حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد. پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد.از هر كدام شير بدوشيد فرقی نمی كند. ليبراليسم : دو گاو داريد.آنها را نمی دوشيد چون آزاديشان محدود می شود. دموكراسی مطلق : دو گاو داريد.از همسايه ها رای می گيريد كه آنها را بدوشيد يا نه. سكولاريسم : دو گاو داريد.پس به خدا نيازی نيست
نوشته شده توسط مرتضی + نوشته شده توسط بچه های سوسیانا در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:42 |
یا لطیف پروانه
+ نوشته شده توسط بچه های سوسیانا در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:37 |
جوان گفتم: « لعنت بر شيطان » لبخند زد پرسيدم: « چرا مي خندي»؟ پاسخ داد : از حماقت تو خنده ام مي گيرد پرسيدم :مگر چه كرده ام؟ گفت :مرا لعنت مي كني در حالي كه هيچ بدي در حق تو نكرده ام با تعجب پرسيدم: پس چرا زمين مي خورم ؟ جواب داد: « نفس تو مانند اسبي است كه آن را رام نكرده اي نفس تو هنوز وحشي است؛ تو را زمين مي زند پرسيدم: پس تو چه كاره اي ؟ پاسخ داد: هر وقت سواري آموختي، براي رم دادن اسب تو خواهم آمد؛ فعلاً برو سواري بياموز در ضمن اين قدر مرا لعنت نكن! گفتم: پس حداقل به من بگو چگونه اسب نفسم را رام كنم؟ در حاليكه دور مي شد گفت: من پيامبر نيستم جوان....! نوشته شد توسط مهدی ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ من بزرگ آفريده شدم اما مطمئن نبود به هر كاري زدم تا بزرگي را بدست آوردم......... باز مطمئن نبودم....... پس به هر وسيله اي كه بود بزرگي را به زو خود را در اوج بزرگي يافتم، ديگر تاب تحمل خود را نداشت بزرگي ام را شبي مهتابي به نسيمي گريان بخشيدم...ونسيم از آن بزرگي ، گرد بادي شد وهمه چيز را با خود برد ........ومن ماندم ويك اتاق خالي با پنجره اي رو به حياطي كه در آن هيچ گلي پيدا نيس
نوشته شده توسط جواد + نوشته شده توسط بچه های سوسیانا در پنجشنبه ششم اردیبهشت 1386 و ساعت
15:33 |
|
|